نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
چکیده
در رویکردهای زبانشناسی پرسشها بر اساس میزان اختیار یا اجبار مخاطب در پاسخگویی، به دو دستۀ باز و بسته با گونههای مختلف تقسیم شدهاند. پرسشهای باز مشارکت فعال مخاطب را در خوانش شعر ایجاد میکنند؛ اما در پرسشهای بسته مخاطب مجبور است از بین گزینههای موجود، یکی را برگزیند یا با پاسخ موردِنظر گوینده همراهی کند. هدف این پژوهش بررسی پرسشهای بازتابیافته در مجموعهاشعار زمستان، آخر شاهنامه و از این اوستا از اخوان ثالث بر این اساس و با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. یافتهها نشان میدهد که اخوان بیشتر به جملههای پرسشی باز (اطلاعی گسترده و محدود) توجه نشان داده که دلالت بر این دارد که او بیشتر به دنبال پاسخهای تازه، دقیق و جزئی بودهاست؛ اما پرسشکننده به نحوی بر پاسخهایی که باید داده شود، کنترل دارد. بدین ترتیب، برخلاف ماهیت پرسشهای باز، پاسخها هدایتشده هستند. از میان پرسشهای بسته نیز به پرسش بله/خیر بیشترین توجه نشان داده شدهاست که این امر ضمن نشاندادن میزان اجبار مخاطب به دادن پاسخهای مشخص، نشاندهندۀ این است که اخوان بهدنبال دریافت پاسخهایی صریح و قطعی دربارۀ تحقق یا عدمِتحقق یک فعل، دریافت تأیید یا رد مخاطب بودهاست. بررسی تفکیکی انواع جملههای پرسشی در این سه مجموعه نشان میدهد که از بسامد جملههای تأکیدی کاسته و به بسامد جملههای بله/خیر و انتخابی افزوده شدهاست. در مجموعۀ آخر شاهنامه بسامد جملههای اطلاعی گسترده کمتر، و اطلاعی محدود بیشتر شده که در مجموعۀ از این اوستا بسامد این نوع جملهها دوباره افزایش یافتهاست. جهتگیری موضوعی پرسشها بیشتر پیرامون هویت اشخاص، ماهیت و نوع عمل بودهاست که در مجموعۀ از این اوستا نمود چشمگیرتری پیدا کردهاند. این امر دلالت بر توجه به هویت افراد، منشأ انسانی افعال و چیستی آنها دارد.
کلیدواژهها
. مقدمه
اخوان ثالث پرسش و پاسخهای مختلفی دربارۀ مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی در اشعار خود مطرح میکند که از نظر او از ویژگیهای شعر معاصر ایران است: «در جامعه همیشه سؤالهایی هست و طبعاً جوابهایی هم وجود دارد، یا برای یک سؤال ممکن است جوابهای متعددی وجود داشته باشد؛ بههرحال، این سؤال و جوابها از زمان مشروطه وارد عرصۀ شعر شد. بسیاری بودند که فقط طرح سؤال میکردند و عدۀ دیگری هم تنها پاسخگوی سؤالات بودند» (کاخی، 1371: 292).
دربارۀ اینکه چرا جملات پرسشی در کلام اخوان نمود برجسته یافته است، میتوان به چند عامل اشاره کرد: نخست؛ گوناگونی حالات شاعر در زندگی شخصی؛ مثلاً از یک سو سختیها و ناکامیهای زندگی نظیر شکست عشقی در دورۀ جوانی، فقر و تنگدستی در طول زندگی، از دستدادن دو دختر (تنسگل و لاله) و از سویی دیگر عشق و علاقۀ او به زندگی که در اشعاری همچون "نماز" و "ارمغان فرشته" بازتاب یافتهاست: «من بندۀ لحظه هستم؛ آن دم، آن زمانی که مرا تسخیر کرده ... بنابراین، من تسلیم آن احوالی هستم که بر من میگذرد و در من جاری است و میتراود. فرض کن تأملی است یا خشمی یا خروشی یا هر چیز که هست» (همان: 88).
دوم؛ گوناگونی حالات او در رویدادهای اجتماعی-سیاسی؛ مثلاً از یک سو تلاش و امیدواری شاعر برای بیدارسازی و ایجاد خوشبینی و امید در مردم بهویژه در اشعار پیش از واقعۀ کودتا و از سوی دیگر، یأس و دلمردگی در شعرهای پس از واقعۀ کودتا؛ همانگونه که خود شاعر بیان کردهاست: «من رهسپار وادیهای مقدس بودم، رهنمود چشمههای روشن زندگی بودم، پیشامدهایی آن چشمههای روشن و مقدس را کور کردند، شهید کردند، چنانکه گفتهام: خشکید و کویر لوت شد دریامان ...» (همان: 43). در همین راستا، گفته شدهاست: «اخوان ثالث با خود در تضاد بود. تضاد او میان شعر و وجودش بود. دنیایی که او ترسیم و تصویر میکرد، با وجود او در تضاد بود. او به گواهی بهترین اشعارش، جهان را تیره و تار میدید ... اما م.امید که چنین نومید است، وجودش پر از امید بود برای دیگران، برای جوانان فرهنگدوست مملکت ما، برای آیندگان که بدانند فرهنگ ما نمردهاست و پایان شاهنامه نیست» (کاخی،1379: 268).
سوم؛ گمگشتگی شاعر در مسائل دینی- فلسفی است؛ مثلاً شاعری که معتقد است اگر لحظهای ایمان به وجود عالی نداشته باشد، درلحظه جان میدهد و معتقد است که سرشتش به امری مقدس، بزرگ، عالی و بشری ایمان دارد (همو، 1371: 43) در اشعاری نظیر "قصۀ شهر سنگستان"، "مایا" و "شطی از دشنام" از دین، خدا، امشاسپندان و همۀ امور مقدس و ایمانی ناامید میشود و با عصیانی سرزنشآمیز از تمام هستی و مقصد و مقصود روی برمیگرداند؛ همانگونه که شفیعیکدکنی بیان میدارد: «اخوان در حوزۀ الاهیات، حالات گوناگون داشت؛ از الحاد مطلق و انکار اصل قضیه تا لحظههایی که میگفت: حتی در مستیِ مطلق، شبهای آدینه، باید برای پدر و مادرم فاتحه و اخلاص بخوانم. از دشمنی بیامان با هرچه میراث تازیان است تا عشق به حضرت رضا(ع) و دفاع از تشیع بهعنوان یک آرمانِ ایرانی درخشان» (1390: 95).
چهارم؛ دوپارگیِ شخصیتی اخوان میان ایرانیبودن و مسلمانبودن است. «اخوان چون یک شاعر-اندیشمند ملّی، همین دوپارگیِ شخصیت، همین اسکیزوفرنی تاریخی را در جانِ خود میداشت ... در جهاننگری او اینگونه گرایشها (عربستیزی و عربزدگی) از یکدیگر باز شناخته نمیشود؛ همچنان که غرب از غربزدگی و شرق از شرقزدگی» (شاهیندژی، 1387: 257-258). این شاعر، از بیگانگان میگریزد و پناه را در خانۀ پدری و گذشتۀ ایران میجوید؛ اما ازآنجاکه غرب را نمیشناسد و در معنای جهان امروز تأمل نکرده است، در بدترین وحلههای گمراهی غربزدگی و نژادپرستی فرومیافتد و سرگردان میان دو جهان شرق و غرب میشود (ر.ک آشوری،1380: 199). در کل، «اخوان مجموعهای بود از تناقضها، هیچگاه در هیچ امری قاطع و استوار نبود. در همهچیز تردید میکرد. از الاهیات بگیر تا سیاست و حتی دوستی با دوستانش» (شفیعیکدکنی، 1390: 41). همچنین، اخوان ثالث معتقد بود که شعر اجتماعی- که شعری اصیل و هنری است- نباید همچون اشعار فرخی یزدی، لاهوتی و اشرف گیلانی جلوۀ خبری و سیاسی محض داشته باشد؛ بلکه این مسائل باید در قالب پوشش و ابهام هنری بیان شود «و این شگرد اخوان در بیشتر جاهایی است که نمیتواند سخن بگوید» (بهبهانی، 1378: 116). از تجلیگاههای این موضوع، بهکارگیری انواع پرسشهاست: «شعر اگر بخواهد شعر باشد، یک مقدار باید از احکام "بایدی" خودش را برتر بگیرد. جامهای بپوشد که هنوز توش سؤال مطرح باشد. نباید چنینها بوده باشد و معمولاً یک نسل در شعرهاش سؤال طرح میکند و نسل دیگر سؤالها را جواب میدهد، یا بر اثر جوابهای باز سؤالهای نو طرح میکند. تا به حال چنین بوده و همیشه گویا چنین خواهد بود. شاعر از دو نسل است و از یک ملت؛ ولی من این دو تا را توأم خواستم زنده کنم و کردم کمابیش، در حد توانم، فرهنگم، توان قریحهام و کار دانش و توانشم در امور زبانی و غیره» (کاخی، 1371: 354).
بر این اساس و با توجه به جایگاه پرسش در نظام فکری و زبانی اخوان ثالث، مسئلۀ اصلی در این پژوهش نیز بررسی جملههای پرسشی در مجموعههای زمستان، آخر شاهنامه و از این اوستا با رویکرد زبانشناسی است. بدین دلیل این مجموعهها انتخاب شدهاند که بهترین و کاملترین اشعار اخوان را دربردارند و به عقیدۀ بسیاری از محققان، جهانبینی و سبک شاعری او در آنها به تکامل و ثبات رسیدهاست. درنهایت به این پرسشها پاسخ داده میشود که اخوان از میان انواع مختلف جملههای پرسشی (اطلاعی گسترده، اطلاعی محدود، بله/خیر، انتخابی و تأییدی) به کدام نوع بیشتر توجه داشتهاست؟ میزان کنترل گوینده بر جملههای پرسشی چگونه، و جهتگیری پرسشها بیشتر به چه موضوعهایی بودهاست؟
- پیشینۀ پژوهش
در پژوهشهای مختلفی پرسشها در اشعار اخوان ثالث از دیدگاه بلاغت و معانی بررسی شدهاند؛ چنانکه حیدری و صباغی (1390) در مقالۀ «پرسش بلاغی در شعر مهدی اخوان ثالث» به این نتیجه دست یافتهاند که بیشترین پرسشهای شعر اخوان ثالث متضمن معنای ضمنی اظهار عجز و بیان نومیدی است. همچنین، رحیمیان و بتولیثالث (1383) در مقالۀ «منظورشناسی جملههای پرسشی در اشعار اخوان ثالث» نقشهای معنایی-منظوری 91 جملۀ پرسشی را بررسی کردهاند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که اخوان از میان نقشهای بیستوهفتگانۀ ارائهشده از سوی شمیسا، به دوازده نقش توجه بیشتری داشته و از مقولۀ معنایی-منظوری نومیدی بیشترین بهره را بردهاست. تاکنون پرسشها در اشعار اخوان از دیدگاه زبانشناسی و رویکرد ساختاری بررسی نشدهاند و در این پژوهش، برای نخستین بار به بررسی نوع جملههای پرسشی، میزان کنترلکنندگی گوینده بر آنها، و جهتگیری موضوعیشان در شعر اخوان پرداخته میشود.
- روش پژوهش و مبانی نظری
- 1. روش پژوهش
در این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بهرهگیری از مبانی زبانشناسی، انواع پرسشها و جهتگیری آنها در سه مجموعهشعر زمستان، آخر شاهنامه و از این اوستا بررسی میشود. ابتدا، منابع معتبر در حیطۀ طراحی پرسش و انواع آن مطالعه، و سپس از نمونهها و اشعار مورد نظر یادداشتبرداری شد. درنهایت، پس از تطبیق یافتهها با همدیگر تحلیلها و دادههای مورد نظر ارائه گردید.
- 2. مبانی نظری
در زبان فارسی جملهها را بر اساس شیوۀ بیان و نحوۀ انتقال پیام به چهار دستۀ خبری، عاطفی، امری، و پرسشی تقسیم کردهاند. جملۀ پرسشی، بهعنوان یکی از پرکاربردترین صورتهای زبانی، جملهای است که گوینده از طریق آن به دنبال کسب اطلاعات است و در آن دربارۀ موضوعی پرسش میشود (انوری و احمدیگیوی، ۱۳۸۵: ۳۰۷). ساختار جملههای پرسشی به دو گونۀ اصلی تقسیم میشود: یا با استفاده از واژههای پرسشی نظیر آیا، چرا، کو، چه، کجا، چگونه و کدامیک ساخته میشود، یا بدون این واژهها و فقط از طریق آهنگ خیزان در گفتار شناخته میشوند. علاوه بر کارکرد اصلی جملههای پرسشی، یعنی کسب اطلاع، این جملهها میتوانند نقشهای ثانویهای همچون تهدید، توبیخ، انکار و تحقیر نیز داشته باشند (باطنی،۱۳۷۰: ۸۸؛ فرشیدورد، ۱۳۸۴: ۱۱۳–۱۱۵).
جملههای پرسشی را میتوان از منظر میزان کنترلپذیری به دو دستۀ کلی "باز" و "بسته" تقسیم کرد. در پرسشهای باز (نامحدود) دامنۀ پاسخها متنوع است و پاسخدهنده آزادی عمل و انعطافپذیری بالایی در بیان پاسخ دارد. این نوع پرسشها به مخاطب اجازه میدهد تا پاسخ خود را با توجه به دیدگاه و دانش خود گسترش دهد. در مقابل، پرسشهای بسته (محدود) گزینههای پاسخ را به شکلی مشخص و محدود (مانند "بله" یا "خیر") تعیین میکنند یا پاسخدهنده را به انتخاب از میان گزینههای ازپیشتعیینشده محدود میسازند. این دسته از پرسشها معمولاً به گونهای طراحی میشوند که از پاسخدهنده، انتظار تأیید یا رد موضوع مطرحشده را دارند (قادری، ۱۴۰۲: ۱۶۳؛ زارع احمدآباد، ۱۳۹۲: ۳۳).
هر یک از این دو به زیرگونههایی تقسیم شدهاند: پرسشهای باز شامل دستۀ «پرسشهای اطلاعی گسترده» و «پرسشهای اطلاعی محدود» هستند. در نوع گسترده هدف کسب اطلاعات جدید و آغاز یک موضوع یا مبحث تازه است؛ درحالیکه پرسشهای اطلاعی محدود ناظر به دستیابی به اطلاعات جزئی و دقیقتری هستند (نجفی و حقبین، ۱۳۹۸: ۳۲۰؛ به نقل از وودبری، 1994: 31). پرسشهای بسته نیز به زیرگروههایی نظیر «پرسشهای بله/خیر (تقابلی)»، «پرسشهای تأکیدی»، «پرسشهای انتخابی (چندگزینهای)» و «پرسشهای اخباری» تقسیم میشوند. در پرسشهای بله/خیر انتظار میرود پاسخدهنده با یکی از دو گزینۀ بله یا خیر به تعیین ارزش جمله بپردازد. این نوع جملهها معمولاً با آهنگ خیزان بیان میشوند و ممکن است از واژههایی مانند "آیا" یا "هیچ" نیز در ساختار آنها استفاده شود که باز هم آهنگ آنها خیزان است (وحیدیان کامیار و عمرانی، ۱۳۸6: ۶5). در پرسشهای تأکیدی، هدف اصلی پرسشکننده دریافت پاسخ نیست، بلکه تأکید بر مفهومی است که انتظار میرود مخاطب آن را بیان کند. این نوع پرسشها معمولاً با واژههایی نظیر "مگر" یا "هیچ" آغاز میشوند (خانلری، ۱۳۸۴: ۱۰۹). پرسشهای انتخابی شامل چند گزینۀ مشخص هستند که پرسشکننده از مخاطب میخواهد یک یا چند مورد از آنها را برگزینند (صدری، ۱۳۹۰: ۳۰). پرسشهای اخباری از نظر ساختار همانند جملههای خبریاند؛ اما با استفاده از آهنگ بیانِ خاص ویژگی پرسشی مییابند (نجفی و حقبین، ۱۳۹۸: ۳۲۱).
وودبری[1] (1994) بر مبنای میزان کنترلشوندگی و اجبار در پاسخگویی، گونههای مختلف جملههای پرسشی را در یک طیف سلسلهمراتبی طبقهبندی کرده است که از کمترین تا بیشترین سطح کنترلگری به شرح زیر هستند: پرسشهای اطلاعی گسترده، اطلاعی محدود، انتخابی، بله/خیر، اخباری، و تأکیدی. به این ترتیب، پرسشهای اطلاعی گسترده کمترین میزان اجبار در پاسخگویی را دارند و به مخاطب اجازه میدهند تا آزادانه اطلاعات جدیدی را ارائه کند. در پرسشهای اطلاعی محدود، پاسخها معمولاً به مؤلفههایی چون زمان، مکان، یا افراد حاضر محدود میشوند. در پرسشهای انتخابی، میزان اجبار افزایش مییابد؛ چرا که پاسخدهنده باید از میان گزینههای دادهشده یکی را انتخاب نماید. در نهایت، در پرسشهای بله/خیر، اخباری و تأکیدی، پرسشگر کنترل بیشتری اعمال میکند و انتظار دریافت پاسخ تأیید یا رد صریح دارد (نجفی و حقبین، 1398: ۳۲۳–۳۲۴).
- بحث و بررسی
- 1. انواع جملههای پرسشی در اشعار اخوان ثالث
پس از بررسی اشعار مورد نظر اخوان ثالث، 293 جملۀ پرسشی یافت شد که در جدول زیر میتوان به تفکیک بسامد انواع پرسشها را در سه مجموعه شعری این شاعر مشاهده کرد:
جدول1. بسامد تفکیکی انواع جملههای پرسشی در مجموعه اشعار مورد بررسی
|
انواع پرسش مجموعه شعر |
اطلاعی محدود |
اطلاعی گسترده |
انتخابی |
بله/خیر |
تأکیدی |
|
زمستان |
27 |
27 |
1 |
17 |
14 |
|
آخر شاهنامه |
45 |
7 |
4 |
14 |
14 |
|
از این اوستا |
46 |
27 |
5 |
38 |
7 |
برخی معتقدند اخوان در دفتر از این اوستا در مقایسه با دو دفتر پیشین (زمستان و آخر شاهنامه) دچار یأس و ناامیدی بیشتری شدهاست (ر.ک: زرقانی، 1382: 115) که بازتاب آن را میتوان در افزایش بسامد پرسشها و عدم قطعیت کلام او مشاهده کرد. این موضوع نیز با آمار بهدستآمده در جدول فوق هماهنگی دارد. بررسی انواع پرسشها بر اساس هر مجموعه و بر اساس سیر زمانی نشان میدهد که بسامد پرسشهای تأکیدی، کاهش یافتهاست. این امر دلالت بر این دارد که در طی زمان در شعر اخوان، از شدت کنترلشوندگی شدید بر پرسششونده کاسته شدهاست. در آخر شاهنامه نسبت به زمستان بسامد جملههای پرسشی اطلاعی گسترده کمترT و اطلاعی محدود بیشتر شدهاست. این امر نشان میدهد که در این مجموعه شاعر در پی دستیابی به پاسخهای دقیقتر و جزئیتر بوده است. درمقابل، در از این اوستا بسامد جملههای اطلاعی قابل توجه است که این موضوع نشان از تمایل دوبارۀ شاعر به طرح مسائل کلی زندگی دارد. سیر کاربرد رو به افزون جملههای پرسشی بله/خیز نیز نشان از این دارد که بر توجه شاعر به پاسخهای صریح و قطعی در طی زمان افزوده شدهاست. جملههای انتخابی در هر سه مجموعه جایگاه چندانی ندارد؛ اما افزایش اندک آنها از مجموعۀ زمستان تا از این اوستا نشان میدهد اخوان به اندک جایگاهی برای انتخاب واقعی از سوی مخاطب تمایل داشتهاست. بسامد پرسشهای اطلاعی محدود، انتخابی و بله/خیر در از این اوستا بیش از دو مجموعۀ پیشین است. این افزایش، نمایانگر گذار شاعر از گفتوگوی آزاد و جستوجوگر به داوری قطعی و دستیابی به پاسخهای صریح است.
- 1. 1. پرسش اطلاعی محدود
بالاترین بسامد (40.61 درصد) به جملات پرسشی اطلاعی محدود اختصاص دارد. این فراوانی دلالت بر این دارد که شاعر در پی کسب اطلاعاتی مشخص، دقیق و جزئی دربارۀ عناصر موقعیتی نظیر زمان، مکان و منشأ انسانی رویدادها بودهاست. افزونبراین، بهکارگیری این نوع پرسشها میتواند نشاندهندۀ تلاش آگاهانۀ اخوان برای واداشتن مخاطب به تأمل در ابعاد معرفتی و زمینهای متن باشد، بدون اینکه ساختار پرسش میزان کنترلکنندهای زیاد داشته باشد یا اینکه آزادی بیحد و مرز به پرسششونده داده شود، بلکه دامنۀ پاسخ در چارچوب اطلاعات کوتاه و هدفمند محدود میشود؛ برای مثال، اخوان ثالث در شعر "صبح" ابتدا با طراحی تصاویری بدیع از لحظات پاک و اهورایی طلوع خورشید و غلبه نور صبحگاه بر ظلمت شب، در قالب پرسشهای اطلاعی محدود در بخش انتهایی شعر به مناجات با اهورامزدا میپردازد: «ز تو میپرسم ای مزدا اهورا، ای اهورامزد!/ که را این صبح/ خوش است و خوب و فرخنده؟/ که را چون من سرآغاز تهی بیهودهای دیگر؟/ که را آرد به یاد از رفتههای تلخ؟/ که را دارد نوید از مژدۀ شیرین آینده؟/ بگو با من، بگو… با… من/ که را گریه؟ که را خنده؟» (1362: 75). او با بیان چنین پرسشهایی در تردید و حیرت بین دوران تکاپو و امیدواری گذشته و دوران سرخوردگی و اندوه زمان حال قرار گرفته است. درحقیقت، شاعر با طرح سوالاتی محدود میخواهد بداند که این صبح اهورایی آیا برای دیگران هم مثل خودش سرآغاز پوچی و بیهودگی یا نویدبخش خجستگی است. شفیعیکدکنی در این باره معتقد است: «در ذاتِ اخوان یک نوع شک و بدبینی نسبت به همهچیز نهفته است؛ یعنی در هر کاری یا هر سخنی و تعبیری یا هر پدیدهای همان جانبِ ظلمانی و ساحت اهریمنیاش را اول میدید و بعد جانب روشنش را» (1390: 58).
اخوان ثالث در شعر "ساعت بزرگ" از انسانهایی سخن میگوید که زمان را فراموش کردهاند و پرسشی دربارۀ زمان ندارند: «زین مسافران گمشده/ در شبان قطبی مهیب/ کس نپرسد از کسی/ در کجا غروب/ در کجا سحرگاهان» (1375: 135). چون افراد در بیخبری از زمان به سرمیبرند، راوی از ساعت بزرگ شهر دربارۀ بحران زمان میپرسد: «هان بگو/ در کجاست آفتاب/ اینک این دم، این زمان؟/ در کجا طلوع؟ در کجا غروب؟ / در کجا سحرگاهان؟» (همان: 134). در این بند، راوی با پرسشهای محدود در ظاهر به دنبال دستیابی به پاسخهای دقیق و جزئی برای شناخت زمان است؛ اما فضای کلی شعر نشان میدهد این پرسشها بیشتر کاربردی بلاغی دارند و از این طریق راوی بر آن بوده است تا بحران بیزمانی و بیمکانی -زمان و مکان نامشخص حرکت خورشید- را ترسیم کند. این امر سبب شده است به صورت غیرمستقیم پاسخ به این پرسشها در شعر نیز داده شود و میزان کنترل پرسشهای محدود بیشتر شبیه به پرسشهای بسته باشد تا باز؛ بدین معنا که راوی کنترل بیشتری بر پاسخها دارد و پرسششونده نمیتواند آزادانه اطلاعاتی را ارائه دهد.
توالی و غلبۀ سؤالات اطلاعی محدود در میانۀ شعر "بیسنگر" بیانگر تمایز و بیگانگی پروانه و پرستو دربارۀ محیط پیرامون است؛ مثلاً در این شعر آمده است: «آی پروانگک! روی به کجا؟/ آمد از پیلهزار آوایی … اوه، به به! غریب پروانه/ از کجایی تو با چنین خط و خال؟/ … به کجا روی؟ پرستوی خرد!/ از چمنزار آمد این آوا/ … در پس پردههای نه تویش/ آن نگاه شراره بار از کیست؟» (1376: 28-36). این پرسشها همانند اغلب پرسشهای اطلاعی محدود اخوان، با پاسخهای مشخص در متن شعر همراه است و میزان کنترلکنندگی آنها توسط راوی/شاعر در جایگاهی نظیر پرسشهای بسته با معیارها و پاسخهای از پیشتعیینشده همراه است؛ در مثال اخیر، پاسخهای پروانه که در ادامۀ شعر آمده، بیانگر مبدأ و مقصد حرکت اوست و میزان مشارکت و تلاش ذهنی مخاطب را در پاسخگویی به سؤالات به حداقل میرساند یا در شعرهای دیگر نظیر "قصه شهر سنگستان"، "آنگاه پس از تندر"، "نماز"، "ارمغان فرشته"، "داوری" و ... پرسشهای اطلاعی محدود، بلافاصله توسط راوی/شاعر پاسخ داده میشوند؛ مثلاً «این کیست؟ گرگی محتضر، زخمیش بر گردن. وین کیست؟ کفتاری ز گودال آمده بیرون» (1362: 41).
- 4. 1. 2. پرسش اطلاعی گسترده
در شعر اخوان ثالث پرسش اطلاعی گسترده از نظر فراوانی، بسامد کمتری (47/20 درصد) نسبت به جملههای پرسشی اطلاعی محدود و بله/خیر دارد. پرسشکننده با طرح چنین پرسشهایی میتوانست آزادی عمل بیشتری به پرسششونده دهد و اطلاعات بیشتری به دست آورد؛ اما معمولاً به شیوههای مختلفی بر پرسشهای اطلاعی گسترده نیز کنترل زیادی انجام میشود؛ برای مثال در شعر "قاصدک" راوی شعر را با پرسش اطلاعی گسترده شروع کرده است: «قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟» (اخوان ثالث،1375: 147). در ادامه دو جملۀ پرسشی محدود آورده است: «از کجا، وز که خبر آوردی؟» (همانجا). بدین ترتیب هم از اهمیت پرسش اطلاعی گسترده کاسته و هم نشان داده است که مخاطب باید دربارۀ منبع مکانی و منشأ انسانی رویداد سخن بگوید. این امر سبب میشود تا پرسششونده نتواند به صورت آزادانه اطلاعات گسترده و موردنظر خود را ارائه دهد و پاسخها از سوی پرسشگر به صورت کنترلشده هدایت شوند. در شعر "پیوندها و باغ" از مجموعۀ از این اوستا با وجود تکرار و تعدد پرسشهای اطلاعی گسترده، شاعر/راوی بلافاصله با بیان کلمۀ "هیچ" یا "خامشی بهتر" پس از بیان پرسشها، کنترل حداکثری خود را بر پاسخ ها نشان میدهد تا آنگونه که خود قصد دارد جریان شعر را به سوی دلزدگی و ناامیدی سوق دهد: «گفت:/ گپزدن از آبیاریها و از پیوندها کافی است/ خوب/ تو چه میگویی؟/ آه/ چه بگویم؟ هیچ/... ورنه من باید چه میگفتم به او، باید چه میگفتم؟/ خامشی بهتر... چه بگویم؟ هیچ» (1362: 91 و 93). به پرسش اطلاعی گسترده در شعر "سرود پناهنده" اینگونه به شکل کوتاه، جهتمند و کنترلشده پاسخ داده میشود: «ور بایدم دویدن، با شوق میدوم/ گر بسته بود در؟ بخدا داد میزنم/ سر مینهم به درگه و فریاد میزنم» (1376: 127).
اخوان ثالث در شعر "و ندانستن" متناسب با عنوان آن، اندیشههای معرفتی و فلسفی خود را دربارۀ ماهیت و وجود جهان دیگر به شکل گفتوگومحور بیان میکند؛ مثلاً در این شعر آمده است: «من شنیدستم/ تا جهان باقی است مرزی هست/ بین دانستن/ و ندانستن/ تو بگو مزدک! چه میدانی؟ آن سوی این مرز ناپیدا چیست؟ (1362: 80). درواقع کاربرد پرسشهای اطلاعی گسترده بهعنوان نخستین پرسشها در بخش میانی شعر سبب شدهاست که نیاز به ارائۀ اطلاعات تحلیلی برجسته شود. چنین پرسشهایی در اشعار فلسفی اخوان ثالث نشاندهندۀ این است که او پس از آنکه شکست و یأس اجتماعی را در اشعار پس از کودتا بازتاب داده، آرام آرام «دچار نگاه یأسآلودی نسبت به زندگی انسان شده است و این یأس فلسفی منجر به دستاویزی او در انتهای دورۀ شاعری خود (دفترهای از این اوستا، و تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم) به اندیشهها و فلسفه ایران باستان بهویژه زرتشت و مزدک شده است» (نصراصفهانی و سعیدی، 1402: 256). درواقع، پرسشهای اطلاعی گسترده در چنین اشعاری نشاندهندۀ این است که برای او برداشتن هر قدم در اقلیم دانایی منجر به ایجاد دهها سؤال و ندانستن شده که به شکل رابطۀ دیالکتیکی پرسشهای باز و گسترده در اشعارش جلوهگر گردیده است.
درمجموع، میتوان گفت که در شعرهای مورد بررسی در جملههای پرسشی اطلاعی، چه گسترده و چه محدود، گوینده به نحوی بر پاسخهایی که باید داده شود، کنترل دارد و در اغلب موارد خود شاعر/راوی، پاسخ مدّنظر را ابراز کرده و در موارد دیگر نیز پاسخدهنده باید بر اساس پیشفرضهای مطرحشدۀ شاعر پاسخ دهد؛ بدینترتیب، پاسخها هدایت شدهاند. پرسشها از نظر صوری باز هستند؛ اما کاربردشان مانند پرسشهای بستهاند و گوینده کنترل شدیدی بر پاسخها دارد.
- 1. 3. پرسش انتخابی
کمترین بسامد جملههای پرسشی در شعر اخوان به جملههای پرسشی انتخابی (41/3 درصد) اختصاص داشته است. در این نوع پرسشها که میزان کنترلشوندگی در آن از جملههای پرسشی اطلاعی کمتر است، مخاطب باید یکی از دو گزینۀ مورد پرسش را انتخاب کند و بدینگونه به حقیقت دست یابد. در شعر "روی جاده نمناک" اخوان ثالث به تأسی از اندیشۀ لغزان و تاریک صادق هدایت سعی کرده است با طرح پرسشهای بستۀ انتخابی و بله/خیر، پاسخی برای معمای هستی و زندگی صادق هدایت پیدا کند: «چه نقشی میزده است آن خوب/ به مهر و مردمی یا خشم و نفرت؟/ به شوق و شور یا حسرت؟/ دگر بر خاک یا افلاک روی جادۀ نمناک؟» (1362: 52). چنین پرسشهای بستهای همچون نگاه صادق هدایت به زندگی، به نتیجۀ روشن و هدفداری نمیانجامد و ذهن سرگردان مخاطب تنها در پایان شعر با جملهای از شاعر اندکی آرام میگیرد: «که او هر نقش میبستهاست یا هر جلوه میدیدهاست/ نمیدیدهاست چون خود پاک روی جاده نمناک» (همان: 53). درحقیقت، شاعر با بیان این پرسشها از دغدغههای فکری و هستیشناسانۀ خود پرده برمیدارد که با نوعی تأملات فیلسوفانه یا به گفتۀ شفیعیکدکنی «با یک تردید ملایم فیلسوفانه یا نیمفیلسوفانه که صدمهای به جانب شعر ندارد» (1390: 152) همراه است؛ به عبارت دیگر، استفادۀ گستردۀ اخوان ثالث از جملات پرسشی در چنین اشعاری، به سبب گمگشتگی در عرصۀ مباحث ایدئولوژیک و فلسفی است. «پناهبردن او به آغوش ادیان مختلف -مزدک، مانی، بودا، زرتشت و مزدشت و در سالهای پایانی با نوعی نرمش و حتی ارادت به مقدسات اسلامی- نشان از نداشتن نقطۀ اتکایی است که شاعر بتواند به مدد آن پرسشهای هستیشناسانه و الهیاتی خود را پاسخ درخور بدهد» (حیدری،1393: 30). همچنین، در شعر "جراحت" مرد پریشان از خود میپرسد: «کان چه حالی بود؟/ آنچه میدیدیم و میدیدند/ بود خوابی یا خیالی بود؟» (1375: 138). از بین دو گزینۀ بیانشده، خواب بود یا خیالی، یکی حقیقت است و مخاطب برای پاسخگویی به اجبار از بین آنها، یکی را باید برگزیند.
- 1. 4. پرسش بله/خیر
دومین گونۀ جملههای پرسشی پرتکرار در شعر اخوان ثالث، جملات پرسشی بله/خیر (23/20 درصد) است. این پرسشها، برخلاف جملات پرسشی اطلاعی (اعم از گسترده یا محدود)، معمولاً آزادی پاسخدهی کمتری برای مخاطب فراهم میآورند. در چنین ساختارهایی پرسشکننده بهدنبال دریافت پاسخهایی صریح و قطعی دربارۀ تحقق یا عدمتحقق یک وضعیت خاص، یا دریافت تأیید، یا رد صریح در رابطه با گزارهای مشخص است.
در شعر "قصۀ شهر سنگستان" پرسش و پاسخهای بسته و جهتمند متعددی دیده میشود؛ مثلاً در این شعر آمدهاست: «بگو آیا تواند بود کو را رستگاری روی بنماید؟/ کلیدی هست آیا کهش طلسم بسته بگشاید؟/... مگر دیگر فروغ ایزدی آذر مقدس نیست؟/ مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست؟/ زمین گندید، آیا بر فراز آسمان کس نیست؟/ پشوتن مرده است آیا؟/ و برف جاودان بارنده سام گرد را سنگ سیاهی کرده است آیا؟/ آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟» (1362: 22-25). به گفتۀ محمد مختاری «این شگرد نقطهگذاری، یعنی گذاشتن نشانۀ پرسشی در پایان جملات شعر قصه شهر سنگستان، با فضای زهرآلود و ناامیدانۀ آن سازگار نیست. اخوان میتوانست در پایان آخرین جمله نقطه بگذارد و خیال همه را راحت کند» (1399: 479). بنابراین، تکرار و تعدد پرسشهای بله/ خیر در این شعر درد و اندوه شاعر را از فروپاشی شکوه گذشته ایران القا میکند و عاملی است برای بیدارسازی و ایجاد روزنۀ امید در وجود انسانهای سنگشدۀ جامعه. در پایان شعر نیز پرسشی کوتاه بیان میشود. اخوان دربارۀ این پرسش گفته است: «شعر قصۀ شهر سنگستان عوالم دیگری را نشان میداد. یک یأس به اصطلاح باز هم نه علیالاطلاق؛ اما بههرحال، من سؤال را در افکار مخاطبان خود، به آنها که فهمش را دارند، باقی گذاشتم. در آن منظومه در پایانش جزماً نگفتهام "آری نیست" بلکه گفتهام "آری نیست؟"» (کاخی، 1371: 353). در شعر "پیغام" نیز راوی با پرسشهای بله/خیر دربارۀ پیشنگری وضعیت خود سخن میگوید: «چون درختی در زمستانم/ بیکه پندارد بهاری بود و خواهد بود/ دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری/ در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟/ دیگر آیا زخمههای هیچ پیرایش/ با امید روزهای سبز آینده/ خواهدم اینسوی و آنسوی خاست؟» (1375: 107). جملۀ خبریِ آغازین بند شعر سبب شده تحقق یا عدمتحقق موضوع پیش از طرح پرسش داده شود. درواقع به جای پرسششونده، خود پرسشگر پاسخ "نه" را داده است که این امر نشان از میزان کنترل شدید وی بر پاسخها دارد؛ بنابراین، میتوان گفت که پرسششونده، هیچ آزادی برای پاسخ دادن ندارد. فراوانی و تکرار پرسشهای بله/خیر در بخش میانی شعر "چاووشی" نیز بیانکنندۀ تلاشهای بیثمر شاعر برای دریافت پاسخ و همراهی مردمی است که آنچنان دچار رخوت و خمودگی شدهاند که حتی حاضر نیستند پاسخ کوتاه در حد بله یا خیر را به شاعر دردمند و تحولخواه بدهند: «ببینم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟/... کسی اینجاست؟ هلا! من با شمایم، های! ... میپرسم کسی اینجاست؟/ کسی اینجا پیام آورد؟/ نگاهی، یا که لبخندی؟/ فشار گرم دست دوستمانندی؟/... کسی اینجاست؟» (1376: 144-148). درحقیقت، حالت خودگویی شاعر سبب برجستگی پرسشهای بسته شده است که مکمل و تقویتکنندۀ فضای خفقانآور شعر است. همۀ پرسشهای مطرحشده در این شعر از نوع کوتاهپاسخ یا اطلاعی محدود هستند؛ چراکه شاعر امیدی به دغدغهمندی مردم جامعه ندارد. باوجوداین، تکاپوی او برای یافتن یار موافق همچنان ادامه دارد که در قالب تکرار پرسش «کسی اینجاست؟» بروز یافته است. با نشنیدن پاسخی جز صدای پتپت مرگ شمع، سفر به دنیای خیالی آغاز میشود. «علت شروع سفر و برگزیدن راه سوم، این است که شاعر از "اینجا" که میتواند مکان زندگی یا همان کشورش باشد، دچار دلتنگی و ناراحتی است و از شرایط موجود و فضای موجود ناراضی است» (اسداللهی و یحیایی، 1396: 28).
- 1. 5. پرسش تأکیدی
در جملههای پرسشی تأکیدی پرسششونده به صورت مستقیم به پاسخ دادن وادار میشود و وی باید موضوع را تصدیق و صحت گفتهها را تأیید کند. فراوانی اینگونه پرسشها در شعر اخوان ثالث 08/12 درصد است که این امر نشان از کنترلشوندگی شدید بر پرسششونده و اجبار وی به انتخاب پاسخ تعیینشده دارد. در شعر "قولی در ابوعطا" راویْ دل را مورد خطاب قرار میدهد و با پرسشهای تأکیدی به او میگوید: «نه ماهیم من، از شنا چه حاصل؟/ که نیست ساحل-ساحل که نیست ساحل/ دگر بازوانم خستهست/ مرا چه بیم و ترا چه پروا ای دل؟/ که دانی- که دانی / دگر تخته پاره به امواج دریا سپردهام من» (1375: 90). پرسشهای تأکیدی در نمونۀ مذکور، سبب میشوند پرسششونده مجبور شود صحت گفتههای پرسشکننده را تصدیق کند. جملههای خبری نیز که قطعیت را نشان میدهند، همراه تکرارهای صورتگرفته، بر شدت میزان کنترلشوندگی افزودهاند و بدینترتیب پرسششونده بهاجبار تنها میتواند پاسخ مورد نظر پرسشکننده را برگزیند.
در بخش میانی شعر "گرگ هار" از پرسشهای تأکیدی، آن هم غالباً از نوع پرسش تأکیدی امتحانی یا آزمایشی، استفادۀ چشمگیری شده است. منظور از این نوع پرسش تأکیدی آن است که بهطور مستقیم مخاطب را به تأیید یا انکار نسبت به گزارۀ موجود در سؤال وادار کرد (ر.ک.Woodbury, 1994: 223). مثلاً گفته شدهاست: «منشین با من، با من منشین/ تو چه دانی که چه افسونگر و بیپا و سرم؟/ تو چه دانی که پس هر نگه سادۀ من/ چه جنونی، چه نیازی، چه غمی است؟/ یا نگاه تو که پر عصمت و ناز/ بر من افتد چه عذاب و ستمی است؟/ ... ورنه دیگر به چه کار آیم من بیتو؟ -چون مردۀ چشم سیهت» (1376: 110-111).
اخوان با کاربرد چنین پرسشهایی روحیۀ پرخاشگری، مسخشدگی، و تغییر هویت خود را به معشوق هشدار میدهد و به گونهای از روح دردمندی سخن میگوید که حتی نزدیکترین شخص به او (معشوق) نیز نمیتواند شدت و عمق آن را دریابد. شاعر حزین و ناامید در شعر "صبوحی" گفتوگویی خیالی بین خود با مرغانی شادمان و سرمست ترسیم میکند و میگوید: «خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما/ سپهر پیر بدعهد است و بیمهر است میدانید؟/ ... تو چه شنفتی بهجز بانگ خروس و خر/ در این دهکور دورافتاده از معبر؟» (1362: 68). در این شعر به ترتیب دو پرسش تأکیدی از نوع تأییدی و امتحانی، یکی از زبان شاعر و دیگری از زبان مرغان، در مَطلع و میانۀ شعر بیان شدهاست. پرسشهای تأکیدی تأییدی یا تصدیقی بهمنظور تصدیق ادراکِ گوینده از حقایق از مخاطب پرسیده میشوند (ر.ک.222 Woodbury, 1994:). راوی با بیان پرسش تأکیدیِ تأییدی قصد دارد هشداری طعنهآمیز به بیمهری و بیوفایی چرخش روزگار و ناپایداری لحظات سرخوشانۀ انسانها عرضه کند و آنان را از سرنوشت شومی که به شکل نهادینهشده سبب انفعال آنها شده، بر حذر دارد. پرسش تأکیدیِ آزمایشی دوم درواقع پاسخ کنایهآمیز مرغان به شاعری است که در میان نشانهها و خبرهای امیدوارکننده، چشم و گوشش صرفاً به امور بیارزش محیط تنگ و تاریک خود محدود شده؛ درحالیکه در دوردستها نشانههای غلبۀ گرما و روشنایی بهار بر زمستان آشکار شده است.
جدول 2. بسامد انواع جملههای پرسشی در مجموعه اشعار مورد بررسی
|
نوع پرسش |
درصد |
|
اطلاعی گسترده |
47/20 |
|
اطلاعی محدود |
61/40 |
|
تأکیدی |
08/12 |
|
بله و خیر |
22/23 |
|
انتخابی |
41/3 |
- 2. جهتگیری موضوعی پرسشها
با توجه به آمار جدول 3 باید گفت ضمن اینکه در مجموعه از این اوستا پرسش از هویت و حضور اشخاص و نیز ماهیت و نوع عمل و امور در مقایسه با دو مجموعۀ پیشین برجستگی چشمگیری دارد؛ همچنان اینکه این شخصیت در اشعار اخوان چه چیزی را باید به فعلیّت برساند و چه نقش و وظیفهای را باید بر عهده بگیرد، پرسشی متمایز و برجسته در نسبت با اشعار گذشتهاش است؛ یعنی هویت و کنشپذیری شخصیت در مجموعه اخیر اهمیت یافتهاست. همچنین، افزایش این دو جهتگیری در مجموعۀ از این اوستا نشان از تحول در جهانبینی شاعر دارد؛ به عبارت دیگر، اخوان از پرسشهای اجتماعی و تاریخی اشعار نخست به سمت پرسشهای انسانشناسانه و وجودی روی آوردهاست؛ این تغییر بیانگر گذار از نگرش جمعنگر و اعتراضی به نگرش دروننگر و فلسفی است که ریشه در تأمل وی دربارۀ معنای زیستن انسان در جهانی آکنده از شکست و پوچی دارد. درواقع، پرسشهای «من کیستم؟» «ما چه میکنیم؟» و «عمل ما چه ماهیتی دارد؟» در رمزگان شعری او به نوعی بازتاب خودشناسی تلخ پس از شکست اجتماعی و تاریخی است.
جدول3. بسامد تفکیکی جهتگیری موضوعی انواع جملههای پرسشی در مجموعه اشعار مورد بررسی
|
موضوع پرسشها مجموعه شعر |
زمان |
مکان |
هویت و حضور شخص |
ماهیت و نوع عمل و امور |
چرایی عمل |
کیفیت عمل |
امکان وقوع و عدموقوع عمل و امور |
|
زمستان |
4 |
12 |
22 |
16 |
8 |
9 |
9 |
|
آخر شاهنامه |
8 |
21 |
13 |
19 |
0 |
18 |
5 |
|
از این اوستا |
7 |
16 |
31 |
45 |
6 |
4 |
9 |
البته جهتگیریهای موضوعی دیگری نیز در اشعار اخوان قابلشناسایی است که بسامد آنها اندک است؛ مثلاً جهتگیری پرسش به سمت "سرانجام و نتیجۀ عمل" در مجموعه شعر زمستان (5 مورد) و از این اوستا (1 مورد)، یا "ارزشگذاری عمل" در زمستان (1 مورد)، "کفایت عمل" در از این اوستا (1 مورد)، "چگونگی حالت کنشگر" در از این اوستا (3 مورد).
- 2. 1. زمان
در شعر اخوان ثالث پرسشهای مربوط به زمان به دلایل مختلفی انجام شده است: گاه شاعر به دنبال نشان دادن بستر فرهنگی و تاریخی وقایع پرسشهای زمانی را مطرح کرده و گاه در پی درک توالی حوادث و زمان اتفاق افتادن آنها بودهاست. در اشعاری همچون "مرد و مرکب" و "حالت" از مجموعۀ از این اوستا و "خفته" و "سرود پناهنده" از مجموعهشعر زمستان پرسشهای تأکیدی با محوریت زمان با ساختاری نظیر «تا چند میتوانم...» (1376: 129) »تا کی...؟» (همان:25) و «چندمان بایست...؟» (1362: 33) دیده میشود. این پرسش بیانکنندۀ درماندگی شاعر از وضعیت موجود است. شاعر نمیداند این وضعیت ناگوار تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و این عدمقطعیتْ احساس درماندگی او را تشدید میکند؛ مثلاً شاعر در شعر "مرد و مرکب" در حین گفتوگوی دو دوست در خیمۀ شبزده، بیهودگی تلاشهای مذبوحانه و بیهدف آن دو را در قالب جملات پرسشی زمانی به شکل غیرمستقیم به مخاطب منتقل میکند: «چندمان بایست تنها در بیابان بود، نوشید این غبارآلود؟/ چندمان باید کرد این جاده را هموار؟» (همان: 33) یا شاعر با مطرحکردن پرسشهایی در انتهای شعر «خفته» همچون «تا کی تو خفتهای؟ بنگر آفتاب زد/ برخیز و مرد باش ولیکن حذر حذر/ زنهار بیگدار نباید به آب زد/... تا کی به انتظار قیامت توان نشست؟» (1376: 24-25) با لحنی اعتراضآمیز از خمودگی مردم شکایت میکند. گمشدگی زمان، فراموشی توالی حوادث، و زمان اتفاق افتادن آنها در اشعار مختلفی سبب شده است که شاعر به پرسش در این باره واداشته شود؛ چنانکه راوی در شعر "جراحت" از خود در اینباره میپرسد: «بیکه خواهد،/ یا که بتواند نخواهد گاه/ ناگهان از خویشتن پرسد:/ راستی را آن چه حالی بود؟/ دوش یا دی، پار یا پیرار/ چه شبی، روزی، چه سالی بود» (1375: 139).
- 2. 2. مکان
برجستگی پرسشهای مکانی در اشعار اخوانثالث دلایل مختلفی دارد: یکی بدین سبب است که او همواره در پی جستوجوی یافتن منشأ دغدغههای محیط زندگی (پر از ابهام، بلاتکلیفی و تغییرات ناگهانی) بودهاست؛ به همین سبب مکان در شعر او اغلب نمادی از وضعیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی روحی انسان شده؛ چنانکه خود در اینباره گفته است: «من البته خالی از توجه به جامعۀ بدبخت و بیمارمان هرگز نبودهام و نمیتوانم باشم. وقتی میبینم ملت ما، جامعۀ ما، با این همه ثروت و غنای طبیعی و موجبات رشد و زندگی آزاد و عالی و انسانی، این چنین بیمار و گرسنه و فرومانده و سیهروز و تبهروزگار است، خب مسلماً آرام و ساکت نمیتوان بمانم» (شاهیندژی،1387: 30). دومین دلیل، رویکرد روایی و داستانی اشعار اخوان است. در چنین ساختاری مکان نقش بهسزایی در پیشبرد رویدادها، روایت و نیز فضاسازی و عینیتبخشی به مفاهیم ذهنی و پیونددادن احساسات شاعر به فضاهای گوناگون دارد. در این زمینه گفته شدهاست: «در بیشتر شعرهای اخوان مقدمهچینیها، اشاره به خطوط و طرح اشیاء، اشاره به خصوصیات زمان و مکان، توجه به انتخاب واژگان لازم برای این زمان و مکان، چنان زنده و پرتحرک است که خواننده خود را در معرکه حاضر میبیند» (بهبهانی، 1378: 84). همچنین، در بسیاری از اشعار شاعر به سبب احساس بیگانگی با زمانه، تفاوت دیدگاه با دیگران، و نداشتن همقطاران آرمانخواه احساس عمیق غربت و تنهایی بر وجود او مستولی شدهاست. بنابراین، پرسشهای مکانی این حس سرگردانی و جستوجوی او را برای یافتن یک مأوای آشنا بهخوبی نمایش میدهد. از همین روست که در این پرسشها احساس حسرت و اندوه از آرمانها و گذشتهای که دیگر نیست، به شکل مؤثری به مخاطب القا میشود. «اخوان دوران پاکی، نور، رفاه و راستی را در گذشته میانگاشت. پس کاش آن گذشته برگردد که برنمیشد گشت و چون فردا، نتیجۀ امروز است و امروز، روز خوبی نیست، پس آن خوبی که لازم و خوشایند است، تنها در گذشته است؛ این جعلی است به قصد جبران تا چیزی را که در زمانۀ ما نیست، با خیال در گذشته ساخته باشیم» (شاهیندژی، 1387: 67).
در شعر "حالت" جستوجوی شاعر برای یافتن منشأ و خاستگاه حالات و تجربههای ناب گذرا محور اصلی پرسشهای مطرحشده است: «ای لحظههای بدینسان شگفت از کجایید؟/ کی و از کدامین ره آیید؟/ از باغهای نگارین مستی؟/ از بودن و تندرستی؟/ از دیدن و آزمودن؟/ ... ای آنچه لحظهها از کجایید؟/ از شوق آیندههای بلورین؟/ یا یادهای عزیز گذشته؟» (1362: 64). تعدّد چشمگیر پرسشهای مکانی با بازتاب حس ابهام، شگفتی، غافلگیری، وقوع امر غیرمعمول برای شاعر و روحیۀ جستوجوگر و پویای او در چنین لحظاتی سازگاری دارد. اخوان ثالث در شعر "پرندهای در دوزخ" با تکرار پرسشهای مکانی و تشبیه خود یا انسانهای آزادیخواه به پرنده، قصد دارد اندوه و اعتراض شدید خود را دربارۀ مردمی که او را در راه مبارزه تنها گذاشتهاند، بیان کند: «پرید اما کجا باید فرود آید؟/... پرید اما دگر آیا کجا باید فرود آید؟/... کجا باید فرود آید پریشان مرغک معصوم؟» (1376: 136-137). وی، با تکرار پرسش مکانی «کجا باید فرود آید؟» در میانۀ شعر ضمن تأکید بر استمرار وضعیت ناامنی و بیپناهی خود در جامعه، احساس همذاتپنداری در مخاطبش را برمیانگیزد و اتحاد بین خود و خواننده را افزایش میدهد؛ همچنانکه بیان ترکیبات "تنگدل مرغک" و "مرغک معصوم" در چنین پرسشهایی مقوّی این وضعیت هستند. همچنین، شاعر با تکرار این پرسش مکانی در جملۀ پایانی شعر ضمن ایجاد یکپارچگی، هارمونی و دلالتمندی بین مدخلهای متعدد شعرش مخاطب را با نوعی رهاشدگی در معنا و ایجاد حس تعلیق و تأمل دربارۀ وضعیت خود روبهرو میسازد. گاهی اخوان ثالث جملۀ پرسش از مکان را با اندکی تغییر در آغاز هر بند تکرار میکند؛ چنانکه در شعر "آخر شاهنامه" دیده میشود: «هان کجاست؟ پایتخت این کجآیین قرن دیوانه»، «پایتخت این دژآیین قرن پرآشوب»، «پایتخت این بیآزرم و بیآیین قرن» (1375: 80-81). از این طریق شاعر به دنبال برجسته کردن پایتخت قرنی است که ویژگیهای آن را کامل میشناسد؛ قرن تهیشدن انسان از خود؛ اما وی بر آن است تا نشان دهد او متعلق به این قرن نیست، تعلق مکانی به آن ندارد و نهتنها فاصلۀ مکانی، بلکه فاصلۀ روحی و اندیشگی با چنین قرنی و پایتخت آن دارد.
- 2. 3. هویت و حضور شخص
پرسشهای مطرحشده دربارۀ هویت شخصیتها جزء چشمگیرترین پرسشها در هر سه مجموعه شعری اخوان ثالث است. در شعر "بیسنگر" تکرار جملۀ پرسشی «هی! که هستی؟» (1376: 36) یا بیان پرسشهای متعدد هویتی همچون «سرگذشت تو چیست؟/ نام تو چیست؟» (همانجا) بیانکنندۀ تلاش برجبان برای پی بردن به هویت پرنده است. درواقع، وقتی هویت این شخصیت به دفعات مورد پرسش واقع میشود، بهطور ضمنی از معنا و هدف زندگی او نیز سؤال میشود و از این طریق شاعر قصد دارد خواننده را با بیگانگی آن شخصیت آشنا کند. در ضمن اینگونه پرسشها میتوانند نقدی بر ساختارهای سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی باشند که هویت جمعی افراد را به گونۀ دلخواه شکل داده و بحران هویتی و از خودبیگانگی در افراد ایجاد کردهاند. از سوی دیگر، اینکه چنین پرسشهایی نمود برجستهای در اشعار اخوان ثالث دارند، میتواند به سبب ایجاد همراهی خواننده با خود در راستای بیان هویتگردانی و ابهام در تعریف خود باشد؛ نمونۀ آن را میتوان در پرسشهای شعر "گرگ هار" مشاهده کرد. شاعر آنچنان تحت تأثیر تجربیات و روابط غیرانسانی قرار گرفته که در تعریف خود برای معشوق دچار تزلزل شدهاست؛ ازاینرو، با تکرار پرسشهای هویتی بر تغییرپذیری هویت و عدمقطعیت در تعریف خود تأکید میکند.
پرسش دربارۀ حضور اشخاص نیز در اشعار اخوان ثالث کاربرد چشمگیر دارد؛ مثلاً او در شعر "چاووشی" با تکرار پرسش «کسی اینجاست؟» (همان: 146) قصد دارد واقعیبودن وجود شخصیت همدم را زیر سؤال ببرد و راهی برای نمایش وضعیت آشفتۀ ذهنی خود به روی خواننده بگشاید. همچنین، تکرار این پرسش در بخش میانی "چاووشی" خواننده را وادار به تأمل دربارۀ اهمیت حضور او میکند. ادامۀ پرسشهای هستیشناسانه و نیافتن پاسخ دقیق در کنار پرسشهای مکانی، زمینهساز تحولات بعدی در شخصیت راوی/شاعر است. به عبارت دیگر، زیر سؤال رفتن هستی و حضور یار دمساز در بخش میانی شعر زمینهای را برای تغییر هویت و دیدگاه راوی/شاعر و دل کندن او از واقعیت و دل سپردن به آرزوها در بخش پایانی شعر فراهم کرده است: «بیا تا راه بسپاریم/ به سوی سبزهزارانی که نه کس کشته، ندروده» (همان: 150). در شعر "ناگه غروب کدامین ستاره" گفته شده است: «میپرسم آخر بگو تا بدانم/ نفرین و خشم کدامین سگ صرعی مست/ این ظلمت غرق خون و لجن را/ چونین پر از هول و تشویش کرده است؟/ ای کاش میشد بدانیم/ ناگه غروب کدامین ستاره/ ژرفای شب را چنین بیش کرده است؟» (1362: 105). اخوان در این شعر با طرح پرسشهای هویتی از سایۀ خود به دنبال اشخاصی است که حضور و غیبتِ آنان سبب نابسامانیهای مختلف و تاریکترشدن فضای جامعه شده است. درحقیقت، حضور سگهای صرعی مست و نابودی و کشتار ستارگان موجب چنین وضعیتی شده است. بنابراین، شاعر مست با پرسش از تنها یاور خود (سایه) در پی کشف هویت ستارهای است که غروب کرده. اخوان دوباره در پایان این شعر پرسش هویتی خود را از سایه مطرح میکند: «ای کاش میشد بدانیم ناگه کدامین ستاره فرومرد» (همان: 106). با این تفاوت که تا قبل از آن سایه یاور و حامی او در پیمودن تاریکی بود؛ اما در پایان شعر شاعر تنها و بدون پشتیبان و ناامید از سایۀ خویش این راه را باید طی کند، حتی سایه بیشتر از شاعر محتاج اوست و این موضوع اوج هویتباختگی و از خودبیگانگی مردم استبدادزده است.
- 2. 4. ماهیت و نوع عمل و امور
پرسش از ماهیت و نوع عمل از پربسامدترین پرسشهای شعر اخوان است. در شعر "روی جاده نمناک" چهارده پرسش دربارۀ ماهیت امور مختلف همچون عمل، متعلق عمل، وضعیت، پیام، گفتار و احساسات مطرح شده است. در هر بخش این شعر پرسشی دربارۀ ماهیت امری بیان میشود؛ مثلاً «چه میدیدهاست آن غمناک روی جاده نمناک؟» (1362: 51)، «چه نجوا داشته با خویش؟» (همان:52) و «چه نقشی میزدهاست آن خوب؟» (همانجا). پس از این سه پرسش گسترده، با پرسشهای ماهیتی دیگری هویت جمعی افراد، زوایای مختلفی از احتمالات آن واقعۀ غمناک، و لایههای پنهانی و تازهای از جهان درون او پیش روی مخاطب قرار میگیرد تا همچنان بر ابهام ماهیت وجودی و فعلی او تأکید شود. شاعر در شعر "صبوحی" با تکرار پرسش «کدامین جام و پیغام؟»(همان: 67) قصد دارد ماهیت و نوع شراب و پیغام صبحگاهی را که سبب سرمستی پرندگان شدهاست دریابد تا خود نیز همراه آنها شود؛ اما آنچنان اندوه و بدبینی در وجود او رخنه کرده که نشانههای امیدبخش بهار را نمیبیند و صرفاً در جستوجوی ماهیت نامهربان روزگار است: «سپهر پیر بدعهد است و بیمهر است، میدانید؟» (همان: 67). اخوان ثالث با تکرار پیاپی پرسشهای کوتاه و ضربی همچون «چه میکنی؟» (1376: 122) در شعر "پاسخ" با پرسش از نوع و ماهیت عمل، بیهودگی و حتی زیانآوری هرگونه عمل را در جامعۀ دخمهصفت به خود و دیگران متذکر میشود. در این شعر آمدهاست: «چه میکنی؟ چه میکنی؟/ درین پلید دخمهها/ سیاهها، کبودها/ بخارها و دودها؟/... تبه شدی و مردنی/ به گور کن سپردنی/ چه میکنی؟ چه میکنی؟» (همان: 122-123). درحقیقت شاعر قصد دارد ناسازگاری نوع عمل با زمینۀ بروز آن را برجسته کند و با خطاب قراردادن مخاطب یا خود، ضمن ایجاد تأمل دربارۀ ماهیت عمل او را به جدال با ذهن و احساس خود و بازنگری در عملکرد فردی و ایجاد نوعی خودآگاهی دعوت کند.
بنابراین، شاعر در چنین پرسشهایی با نفوذ به لایههای عمیقتر زندگی به پرسشهایی دربارۀ معنای زندگی و تلاش انسان، گذر زمان و تأثیر آن بر اعمال و جستوجو برای یافتن حقیقت میپردازد که اغلب این مفاهیم فلسفی و هستیشناختی با نوع پرسشهای مطرحشده سازگاری دارد و از همان ابتدا سرنخی دربارۀ مضمون و فضای شعر به دست خواننده میدهد. همچنین، شاعر در شعر مذکور با تکرار پرسشهای ماهیتی، فکر و عقیدۀ خود را برجستهتر به ذهن مخاطب القا میکند. در شعر "غزل 2" از مجموعه آخر شاهنامه نیز پرسش از ماهیت یک وضعیت و حالت شگفتانگیز میشود. از طریق این پرسش شاعر با تردید و تأمل میکوشد معنای پدیدهای که ذهنش را درگیر کرده، دریابد: «پرسد از خود کاین چه حیرت بار افسونیست؟/ و چه جادویی فراموشی؟/ پرسد از خود آنکه هر جا میمکد از هر گلی نوشی» (1375: 48).
- 2. 5. چرایی و علت عمل
پرسشهای چرایی در شعر اخوان ثالث ابزاری قدرتمند برای کندوکاو و ژرفنگری در علل ایجادکنندۀ وضعیت موجود جامعه است. وی به دنبال یافتن معنای زندگی، چرایی رنج مردم، و حقیقت هستی است. ازاینرو، پرسش از چراییْ بخشی از این جستوجوی عمیق است و با طرح آنها نهتنها به دنبال پاسخهای قطعی نیست؛ بلکه میخواهد ابهامات و پیچیدگیهای این مسائل را برجسته کند. برای مثال، در میانۀ شعر "سترون" گروه تشنگان، دو بار پرسش «پس چرا باران نمیآید؟» (1376: 47-48) را بیان میکنند که در جمع آنها تنها پیر دروگر (نماد روشنفکر جامعه) با لبخندی زهرآگین به دروغینبودن بارشِ (نماد تحول و امید به اتمام سختیها) این ابرهای سیاه و سیاهیهای دیگر اشاره میکند. اخوان از این طریق قصد دارد ریشۀ مشکلات، دلایل فریبخوردگی، انفعال مردم، و انگیزۀ اعتماد چندینبارۀ ایرانیان به بیگانگان را برجسته کند. از سوی دیگر شاعر در این شعر با بیان پرسش از چرایی نباریدن باران سعی در ایجاد همدلی و درک متقابل میان جناحهای مختلف سیاسی و اجتماعی عصر خود دارد. بنابراین، «پس چرا باران نمیآید؟» نه یک پرسش سطحی و ساده، بلکه فریادی از سر استیصال و نقدی بر وضعیت موجود و دعوتی به تفکر دربارۀ علل این سترونی است. در همین راستا، پرسش دیگر گروه تشنگان «آیا این همان ابرست کاندر پی هزاران روشنی دارد؟» (همان: 49) نیز در همین زمینه قابل تحلیل است؛ آنان نهتنها دربارۀ نوع و ماهیت موضوع سؤال میکنند؛ بلکه به دنبال علت و نشانۀ امیدواری در آن هستند. چرا این ابر با وجود ظرفیت بارندگی و روشناییبخشی باران ندارد.
- 2. 6. کیفیت عمل
اخوان ثالث در برخی از اشعار دربارۀ چگونگی اتفاق افتادن عمل پرسش کرده است. در شعر "این چنین لحظهها" و "مرداب" پرسشها اغلب با جهتگیری به سمت کیفیت عمل دو برش متفاوت از اندیشه و احساس شاعر را نسبت به زندگی و بقای اجتماعی نشان میدهند. شاعر در این شعر، با بیان پرسشهایی دربارۀ کیفیت لحظههای مبارزه و چگونگی ایجاد گشایش در جامعه، امیدواری و هیجان خود را به نمایش میگذارد و رهنمودی برای تحلیل وضعیت موردنظر در اختیار خواننده میگذارد: «چگونه بود آیا؟/ و اینکه آن قفل چون گشود آیا؟» (1376: 103)؛ اما در شعر "مرداب" به بیان پرسشهایی دربارۀ کیفیت زندگی و رفتار مرداب میپردازد و خواننده را به درک عمیقتری از شخصیت و اندیشه خود میرساند: «و نه مرداب چه دیدهاست به عمر/ غیر شام سیاه و صبح سپید؟/ روز دیگر ز پس روز دگر/ همچنان بیثمر و پوچ و پلید؟» (همان: 89). در چنین پرسشهایِ کیفی لحظات امیدوارانه به لحظات انفعالی تبدیل شده است. ازاینرو، شاعر با بیان چنین پرسشهایی به جای تمرکز بر خودِ عمل به توصیف دقیق نحوۀ انجام آن میپردازد. شاعر با تمرکز بر کیفیت عمل در این پرسشها و ارزشیابی آنها قصد دارد نشان دهد یک عمل با چه شوری و عمل دیگر با چه تلخیای همراه است. در شعر "نادر یا اسکندر" از مجموعۀ آخر شاهنامه نیز زن راوی از او میپرسد: «آنچه گویی، گویدم هر شب، زنم/ باز هم مست و تهیدست آمدهای؟» (1375: 24)؛ پرسشی که در آن نه خود عمل (یعنی آمدن) بلکه کیفیت آن چون بیثمر و آشفته بودن مهم است. از این طریق راوی با پرسش از کیفت عمل به دنبال نشاندادن نفی امید به تغییر، سرزنش، و ایجاد حس تحقیر بوده است.
- 2. 7. امکان وقوع و عدم وقوع عمل و امور
اخوان ثالث در شعرهایی نظیر "قصه شهر سنگستان"، "مرد و مرکب" و "راستی، ای وای، آیا..." از مجموعهشعر از این اوستا و شعر "آواز کرک" و "فریاد" از مجموعهشعر زمستان با بیان این نوع پرسشها بار معنایی عمیقی به اشعارش بخشیدهاست؛ مثلاً در شعر "قصه شهر سنگستان" گفته است: «بگو آیا تواند بود کو را رستگاری روی بنماید؟/ کلیدی هست آیا کش طلسم بسته بگشاید؟» (1362: 22). شاعر در چنین پرسشهایی با بهکارگیری ساختارهایی نظیر «تواند بود...؟» (1362: 22، 37، 96)، «مگر نه...؟» (همان: 34 و 103)، «آیا هست/نیست...؟» (همان: 22، 25؛ و 1376: 81، 114، 132)، «چه...؟» (همان: 140 و 142) تردید و نیز موانع پیش روی خود را در مسیر دستیابی به وضعیت مطلوب جامعه با لحن اعتراضی نشان میدهد. این تردید او در بهوقوعپیوستن رستگاری ناشی از برخورد شاعر با مانعی سخت و سنگین، یعنی غفلت و عدم مسئولیتپذیری مردمان همعصرش است؛ همانگونه که در نجوا با مرغی به نام "کرک" امکان ظهور هرگونه امید و ایمان راسخ و عهد راستین را مورد تردید قرار میدهد: «بده... بد بد... چه امیدی؟ چه ایمانی؟... چه پیوندی؟ چه پیمانی؟» (همان: 140). ضمن آنکه شاعر از هوشیاری مردم مأیوس شدهاست؛ اما دست از تلاش برنمیدارد و تکرار چنین پرسشهایی حس انتظار آمیخته به امید و امکان وقوع تحولی در آینده را نشان میدهد؛ همانگونه که در پایان شعر "قصه شهر سنگستان" با جملۀ پرسشی «بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟» (1362: 25) قطعیت فقدان رستگاری را مورد تردید قرار دادهاست. اگرچه این حسرت و آرزو نشاندهندۀ مواجهۀ شاعر با وضعیتی است که کنترل آن در دست او نیست؛ همچنان آرزومند رسیدن به آن است. در مجموعۀ آخر شاهنامه نیز به صورت محدود به امکان وقوع عمل و رویدادن آن توجه شده است؛ چنانکه راوی در شعر "پیغام" از وقوع عمل «لانه بستن و زخمه زدن» در آینده پرسیده است که بافت شعر نشاندهندۀ نفی وقوع و نامیدی از این امر است: «دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری/ در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟/ دیگر آیا زخمههای هیچ پیرایش با امید روزهای سبز آینده/ خواهدم اینسوی و آنسو خست؟» (1375: 107).
جدول 4. بسامد جهتگیری انواع پرسش در اشعار مورد بررسی
|
انواع جهتگیری پرسش |
درصد |
|
ماهیت و نوع عمل و امور |
07/23 |
|
هویت و حضور شخص |
40/23 |
|
مکان و منشأ |
04/17 |
|
چرایی و علت عمل |
96/4 |
|
کیفیت عمل |
99/16 |
|
امکان یا عدم امکان وقوع عمل |
15/8 |
|
زمان |
38/6 |
- نتیجهگیری
از جمله شگردهای مهم زبانی اخوان ثالث برای بیان هنری مسائل سیاسی و اجتماعی، بهکارگیری انواع جملات پرسشی بود که در این پژوهش با رویکرد زبانشناسی آنها بررسی شدهاند . نتایج نشان میدهد اخوان ثالث بیشتر به پرسشهای اطلاعی محدود توجه داشته است تا از این طریق از مخاطبان برای پرسشهای مطرحشده پاسخهای دقیق، جزئی، و مشخص دربارۀ عناصر موقعیتی نظیر زمان، مکان، و منشأ انسانی رویدادها دریافت کند. این شاعر برای بهدستآوردن پاسخهای تازه نیز از پرسشهای اطلاعی گسترده استفاده کردهاست؛ اما نکتۀ قابل توجه این است که وی از طرق مختلف همچون دادن پاسخ، فضاسازی و محدودکردن پرسشها با پرسشهای بسته، کنترلشوندگی شدیدی بر این پرسشهای باز داشتهاست و مخاطب بهاجبار باید پاسخی را بدهد که گوینده مدّنظر دارد. بدین ترتیب، پرسشهای باز نیز کارکردی چون پرسشهای بسته در اشعار شاعر دارند. از میان پرسشهای بسته نیز پرسش بله/خیر بیشترین بسامد را در شعر اخوان داشتهاست. این امر دلالت بر این دارد که هدف اخوان از طرح پرسشهای بسته بیشتر دریافت پاسخهای صریح و قطحی دربارۀ وقوع/عدم وقوع و رد/تأیید رویدادها و موضوعها بودهاست. نتایج بررسی تفکیکی جملههای پرسشی در هر مجموعه نشان میدهد که بسامد پرسشهای تأکیدی، از زمستان تا از این اوستا کاهش یافته است. در مجموعهاشعار آخر شاهنامه نسبت به زمستان بسامد جملههای پرسشی اطلاعی گسترده کمتر، و اطلاعی محدود بیشتر شده است. درمقابل در مجموعهشعر از این اوستا دوباره بسامد جملههای اطلاعی افزایش یافته است. در این مجموعهها همواره بر کاربرد جملههای پرسشی بله/خیز افزوده شده است؛ اما جملههای انتخابی در هر سه مجموعه جایگاه چندانی ندارند.
بیشترین جهتگیری موضوعی پرسشها در اشعار اخوان ثالث نیز به ترتیب به هویت اشخاص، ماهیت و نوع عمل، مکان رویدادها، کیفیت عمل، امکان وقوع یا عدم امکان وقوع عمل، زمان و چرایی رویدادها بودهاست.
نتایج بررسی تفکیکی جهتگیری پرسشها در اشعار اخوان بیانگر آن است که پرسش از هویت و حضور اشخاص، ماهیت و نوع عمل و امور در مجموعهشعر از این اوستا در مقایسه با دو مجموعۀ پیشین بازتاب بیشتری داشتهاست. هدف از طراحی پرسشهای هویتی بیان تردید در معنا و هدف زندگی اشخاص، انعکاس بیگانگی و فردیت آنان در جمع، نمایاندن بحران هویتی و ازخودبیگانگی، و در نهایت هویتگردانی آنان است. همچنین، مقصود شاعر از بیان پرسش از ماهیت و نوع عمل و امور برای نشاندادن ناسازگاری نوع عمل با زمینه و بستر بروز آن بودهاست تا با نفوذ به لایههای عمیقتر زندگی به پرسشهایی دربارۀ معنای زندگی و تلاش انسان، گذر زمان و تأثیر آن بر اعمال، و جستوجو برای یافتن حقیقت بپردازد. درنهایت، برجستگی پرسشهای مکانی در اشعار اخوان به دلایل مختلفی همچون تکاپوی درونی و بیرونی شاعر برای یافتن منشأ دغدغههای جامعۀ سرشار از ابهام و بلاتکلیفی، رویکرد اخوان به شعر در راستای فضاسازی و عینیتبخشی به مفاهیم ذهنی، نمایش حس سرگردانی و جستوجوی او برای یافتن یک مأوای آشنا بودهاست.
تعارض منافع
تعارض منافعی وجود ندارد.
[1]. Woodbury