نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه زبانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
چکیده
پژوهش حاضر با رویکرد زبانشناسی شناختی و بر اساس نظریۀ استعارههای مفهومی لیکاف و جانسون به بررسی نحوۀ بازنمایی دو حوزۀ مفهومی "کنشهای بینفردی مثبت و منفی" در اصطلاحات کنایی سه زبان انگلیسی، فارسی و فرانسوی میپردازد. تعیین میزان بدنمندی، بررسی نقش طرحوارههای تصویری، و اهمیت تجربۀ زیسته در شکلگیری معنی تحت تأثیر عامل "محیط " از اهداف تحقیق محسوب میشود. 60 اصطلاح کنایی در دو حوزۀ "کنشهای بینفردی مثبت و منفی" با زیرمجموعۀ معنایی "محبت و اذیت" در سه زبان، دادههای این پژوهش را تشکیل میدهند. نتایج بیانگر نقش برجستۀ بدن و تأثیر تجربیات حسی حرکتی سخنوران در شکلگیری استعارهها بوده و آمار بالای استعارههای مشابه با طرحوارههای یکسان در سه زبان، نشانگر جهانشمولی مفاهیم "اذیت و محبت" علیرغم تمایزات فرهنگی محیطی در سه جامعۀ زبانی متفاوت محسوب میشود. نتایج، نظریات لیکاف مبنی بر نقش تجربیات نخستین بشری در شکلگیری استعارههای مفهومی اخلاقی پایه را تأیید مینماید. از طرف دیگر، تأثیر عامل "محیط و بافت فرهنگی" بر "زبان بدنمند" را میتوان در قالب فرهنگ بدنمند و هویتفرهنگی گنجاند: تمدن کهن ایران، تاریخ جنگها، مقاومتها و ادبیات عرفانی فارسی روساخت زبان را به بهرهگیری بالاتری از طرحوارههای موازنه و جزء به کل در جهت سرکوب احساسات و القای رویکردی محافظهکارانه و قضاوتگرانه سوق داده است. نقش جنبشهای اگزیستانسیالیسم فرانسه و فرهنگ کنشمحور انگلیسی امریکایی در بهکارگیری طرحوارۀ حرکتی در سطح زبان و ایجاد هویتی کنشگر برجسته بوده و سبک زندگی فردمحور آنگلوساکسونها (پیشینیان انگلیسیها) ساختارهای زبانی مبتنی بر طرحوارۀ سطح و بینشی مبتنی بر خودمختاری فردی را افزایش داده میدهد.
کلیدواژهها