1
عضو هیات علمی گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان، ایران، تهران
2
عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، خارجه دانشگاه فرهنگیان، تهران ایران.
10.22054/jrll.2026.92619.1249
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی تمثیل بهمثابۀ راهبرد ساختاری معناپردازی در ترانههای عبدالجبار کاکایی و ارائه گونهشناسی نظاممند آن، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد بلاغی- معناشناختی، بیست ترانه از این شاعر را بررسی میکند. چارچوب نظری پژوهش بر تمایز تمثیل از استعاره و تشبیه بر پایۀ نظریههای فلچر و لیکاف دربارۀ دوگانگی ساختاری و شناختِ تجسمیافته استوار است. یافتهها نشان میدهد تمثیل در آثار کاکایی در چهار گونۀ اصلی ظهور مییابد: تمثیل روانی-عاطفی (بازنمایی حالات درونی)، تمثیل موقعیتی-اجتماعی (نقد واقعیت اجتماعی)، تمثیل آیینی (بهرهگیری از عناصر مذهبی)، و تمثیل روایی گسترده (ساخت روایتهای مستقل). تمثیل در این ترانهها سه کارکرد ساختاری دارد: تعویق معنا و گریز از صراحت، ایجاد چندلایگی دلالت، و تعمیمپذیری تجربه. نوآوری این پژوهش در شناسایی تمثیل بهعنوان بنیان معناپردازی در ترانۀ معاصر و ارائۀ الگویی نظری برای تحلیل آن است. نتایج نشان میدهد کاکایی با فشردهسازی تمثیل و تکیه بر تجربۀ عینی، الگویی برای ترانهسرایی معاصر ارائه میدهد. در این الگو، معنا از طریق ساخت موقعیتهای تمثیلی تولید میشود.