نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه شیراز

10.22054/jrll.2025.88404.1199

چکیده

مفهوم «تجلی» در آثار روزبهان شیرازی یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم عرفانی است که در ساحت‌های متنوعی حضور می‌یابد. این پژوهش با رویکردی بینارشته‌ای و بهره‌گیری از مبانی هرمنوتیک فلسفی(پل ریکور)،پدیدارشناسی اسطوره(الیاده)و تأویل‌گرایی حکمی(هانری کربن)به تحلیل کارکردهای تجلی در آثار روزبهان می‌پردازد. بررسی نمونه‌های متعدد نشان داد که ترکیبات مرتبط با تجلی در دو دستۀ اصلی جای می‌گیرند: نخست، ترکیبات مفهومی که در پیوند با اصطلاحات و مقولات خاص عرفانی(مانند تجلی ذات، تجلی قدم، تجلی بقا، سبحات تجلی و غیره)شکل می‌گیرند؛ دوم، ترکیبات استعاری_تشبیهی که بیشتر در نسبت با عناصر طبیعی(خورشید، آب، دریا، پرندگان)،مکان‌ها و اشیاء(خانه، کاروانگاه، شمشیر، شمع)و نقش‌ها یا صورت‌های انسانی(دایه، صعلوک، خاقان چین، ترک و عروس)پدیدار می‌شوند. در این میان، فعل تجلی جایگاهی مستقل دارد که در آن، تجلی نه صرفاً در سطح زبان و استعاره، بلکه به‌مثابه رخداد و عمل قدسی بازشناخته می‌شود. تحلیل انواع تجلی با تکیه بر اندیشه‌های کربن نشان داد که روزبهان با تأکید بر عالم مثال و جهان میانی، تجلی را امری زنده و جاری می‌فهمد. هم‌چنین، به مدد دیدگاه‌های الیاده روشن شد که لحظات تجلی در متن روزبهان کارکردی مشابه لحظات ظهور قدسی دارند و بدین‌سان، هستی انسان سالک در مواجهه با این رخداد دگرگون می‌شود. و از نظر ریکور هر استعاره مناسبتی دقیق با خاستگاه معنوی خود دارد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر تصویری جامع از گونه‌های متنوع تجلی در متون روزبهان ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه زبان استعاری و مفهومی وی بستری برای پیوند میان تجربۀ عرفانی، تأمل فلسفی و ساختار اسطوره‌ای فراهم می‌آورد.

کلیدواژه‌ها