نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

10.22054/jrll.2025.89223.1209

چکیده

تاریخ ادب فارسی گواهان آن است که نویسندگان و شاعران در تصویرسازی و مضمون‌آفرینی‌های خویش، از اغلب چیزهایی که با آن سروکار داشتند، بهره گرفته‌ و آن‌ها را دست‌مایه‌ای برای نگاشتن و سرودن قرار داده‌اند؛ بر همین اساس، بهره‌گیری از حروف و واژگان، نه به‌عنوان عناصر زبانیِ صرف، که به عنوان عناصری تصویرساز و مضمون‌آفرین در ادب فارسی مشاهده می‌شود. البته کیفیت و نوع بهره‌گیری از عناصر زبانی در قالب انتزاعی، ارتباط مستقیمی با قوّت و ضعف شاعران و نویسندگان دارد. در این میان، میرزاعبدالقادر بیدل، به‌عنوان یکی از شاعران برجستۀ سبک هندی، ضمن تکرار برخی از اسلوب‌های اسلاف خویش در این زمینه، نوآوری‌های ویژه‌ای نیز داشته است که در این پژوهش، با روش توصیفی ـ تحلیلی بدان‌ها پرداخته شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که بیدل برای کاربستِ عناصر زبانی در قالب انتزاعی از چهار اسلوبِ تصویری‌ ـ‌ بصری، آوایی، ساختاری و تشخیص‌محور بهره برده است. کاربست انتزاعی حرف، واژه و ترکیب در شعر میرزا عبدالقادر بیدل، حاصل مواجهۀ او با زبان به‌مثابۀ ماده‌ای زنده و انعطاف‌پذیر است که بر مبنای این رویکرد، پاره‌ای از عناصر زبانی به مقوله‌ای بصری تبدیل شده‌اند؛ همچنین از طریق تغییرات آوایی و ساختاری، گذر معنایی ژرفی در برخی از واژگان به وجود آمده است و در نهایت، با جان‌بخشی به حروف و واژگان، مفاهیم عرفانی ژرف از طریقِ به‌دست‌دادن نمادهای چندبعدی از برخی حروف الفبا به مخاطب انتقال یافته است.

کلیدواژه‌ها