نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

10.22054/jrll.2026.89253.1210

چکیده

بدن در نظام شناختی انسان نقشی بنیادین دارد و بسیاری از مفاهیم انتزاعی همچون عاطفه، ادراک، تخیل و هستی‌شناسی از رهگذر تجربه‌های بدنی مفهوم‌سازی می‌شوند. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و بهره‌گیری از روش کمیّ ـ آماری، به بررسی نحوة بازنمایی استعاره‌های بدن در دو دفتر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد پرداخته است تا روشن شود شاعر چگونه از کلان‌استعارة بدن و اعضای آن برای مفهوم‌سازی حوزه‌های عاطفی، روان‌شناختی، گفتمانی، هویتی و وجودی بهره گرفته است. در این راستا، چهار عضو بدن ـ چشم، دست، چهره و تن ـ به عنوان کانون‌های استعاری مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استعاره‌های بدن در این دو مجموعه، پنج حوزة معنایی اصلی شامل وجودی ـ هستی‌شناختی، عاطفی ـ روان‌شناختی، ادراکی ـ معرفتی، گفتمانی و هویتی ـ اجتماعی را فعال می‌سازند. همچنین بسامد و کارکرد استعاری هر عضو در دو دفتر متفاوت است؛ در «تولدی دیگر»، بدن بیشتر در سطح تجربه‌های شخصی و عاطفی با صبغه‌ای انسانی‌تر نسبت به سه دفتر نخست او، عمل می‌کند، درحالی‌که در «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، ابعاد اجتماعی، انسانی، تاریخی و فلسفی آن برجسته‌تر می‌شود. بدین‌ترتیب فروغ فرخزاد در فاصلة کوتاه میان این دو دفتر شعری، بدن را از ساحت عاطفی و فردی به سطحی اجتماعی، گفتمانی و وجودی ارتقا می‌دهد.

کلیدواژه‌ها